هر روز یک مطلب

dass, weil, denn

عبارات زیر را با یکی از حروف ربط dass, weil و یا wenn به هم متصل کنید. دقت کنید قعل صرف شده در جملاتی که با حروف ربط شروع می‌شوند به آخر جمله انتقال می‌یابد.

۱٫ Man muss seinen Alltag sehr gut organisieren. Man will ohne Stress arbeiten.

۲٫ Zu Hause arbeiten ist nicht einfach. Man hat oft nicht genug Ruhe.

 

پاسخ:

۱٫ Man muss seinen Alltag sehr gut organisieren, wenn man ohne Stress arbeiten will.

آدم باید کار‌های روزمره‌اش را به خوبی سازماندهی کند، اگر بخواهد بدون استرس کار کند.

Zu Hause arbeiten ist nicht einfach, weil man hat oft nicht genug Ruhe hat.

کار در خانه زیاد راحت نیست، زیرا آدم اغلب آرامش کافی ندارد.

dass, weil, denn

عبارات زیر را با یکی از حروف ربط dass, weil و یا wenn به هم متصل کنید:

۱٫ Georg möchte wieder arbeiten. Er verliert sonst seine Berufserfahrung.
۲٫ Er hofft, … er findet bald eine gute Stelle.

پاسخ:

۱٫ Georg möchte wieder arbeiten, weil er sonst seine Berufserfahrung verliert.

جورج می خواهد دوباره کار کند، زیرا در غیر این صورت تجربه کاری‌اش را از دست میدهد.

۲٫ Er hofft, dass er bald eine gute Stelle findet.

او امیدوار است که به زودی کار خوبی پیدا کند.

چند مثال با dass

dass به معنای که می‌باشد و فعل صرف شده در جمله‌ای که با آن شروع می‌شود به انتهای جمله منتقل می‌شود.

عبارات زیر را با استفاده از dass  به هم متصل کنید.

۱٫ Bist du sicher, dass ……………………………………………. (  Du hast den Pass eingesteckt.)
۲٫ Ich glaube, dass …………………………………………………(Das Licht im Keller ist noch an.)

۳٫ Hast du den Nachbarn gesagt, dass …………………………..(Wir sind eine Woche weg.)

پاسخ:

۱٫ Bist du sicher, dass du den Pass eingesteckt hast?

مطمينی که پاسپورت رو (در چمدان) گذاشتی ؟

۲٫ Ich glaube, dass das Licht im Keller noch an ist.

فکر کنم چراغ زیرزمین هوز روشنه

۳٫ Hast du den Nachbarn gesagt, dass wir eine Woche weg sind ?

به همسایه‌ها گفتی یک هفته نیستیم ؟

weil و wenn

weil به معنای “زیرا” و wenn به معنی “اگر” و همینطور “وقتی که” است و فعل صرف شده در جمله ای که با آن شروع می‌شود به انتهای جمله منتقل میشود.

Ich arbeite, weil ich Geld brauche     کار می‌کنم، چون پول لازم دارم.

Ich fahre nach Spanien, wenn ich Geld habe      اگر پول داشته باشم، به اسپانیا می‌روم.

 Ich mache das Essen, wenn du zu Hause bist     وقتی خانه ای (به خانه آمدی)، غذا درست میکنم.

چند مثال با dass

dass به معنای که می‌باشد و فعل در جمله ای که با آن شروع می‌شود در انتهای جمله می‌آید:

dass

a من گمان می‌کنم/عقیده دارم/فکر‌میکنم/به نظرم می‌آید/می‌دانم/امیدوارم/مطمئنم که از شغلم لذت خواهم برد.

b او می‌گوید/مینویسد/گفت/نوشته است که از شغلش لذت خواهد برد.

 

جمله فرعی قبل از جمله اصلی

اگر Nebensatz یا جمله اصلی قبل از Hauptsatz یا جمله فرعی بیاید، آن وقت جمله اصلی را باید با فعل شروع کنیم. به عبارتی کل Nebensatz را جایگاه اول در نظر می گیریم و لذا بعد از آن باید مثل همیشه فعل را در جایگاه دوم داشته باشیم.

کلمه dann  به معنای سپس هم اختیاری است و می‌تواند قبل از فعل بیاید یا نیاید.

جملات فرعی

از آن جا که شرکتمان قراردادهای زیادی دارد، باید حالا زیاد کار کنیم.

اگر شرکت قرارداد های کمتری داشته باشد (آن وقت) کمتر کار می‌کنیم.

حروف ربط weil, dass, wenn

konjunktion ها حروف ربط نام دارند و یک جمله فرعی را به یک جمله اصلی ربط می دهند. جمله فرعی Nebensatz و جمله فرعی Hauptsatz نامیده می‌شود. در تمام Nebensatz ها فعل صرف شده از جایگاه دوم به آخر جمله منتقل می‌شود.

در زیر سه حرف ربط بسیار پر کاربرد را یاد می‌گیریم.

weil  به معنای زیرا، چون، برای این که

dass به معنی که

wenn  به معنی اگر

حروف ربط

معنی جملات بالا به ترتیب:

رییسم می‌گوید، که من پول بیشتری دریافت خواهم کرد.

در حال حاضر زیاد کار می‌کنیم، چون شرکتمان قرارداد‌های زیادی دارد.

اگر شرکت کمتر بتواند فروش کند، کمتر کار خواهیم کرد.

به زودی بیشتر کار می‌کنیم، زیرا قراردادهای زیادی دریافت کرده‌ایم.

حالت امری

جمله زیر را در حالت امری رسمی (برای Sie) بنویسید.

mir, helfen, bitte, Sie

پاسخ :

Helfen Sie mir bitte ! 

لطفا کمکم کنید !

 

فنجان لغت : معرفی

zur Welt kommen   به دنیا آمدن

 

Sabine kam im Mai zur Welt.  

زابینه در ماه می به دنیا آمد.

Christian kam an einem Sonntag zur Welt

  .کریستین در یک روز یکشنبه به دنیا آمد

gebären    متولد شدن

 

Christian wurde in Dresden geboren.  

کریستین در شهر درسدن متولد شد

Sabine wurde am neunten Mai geboren.

  زابینه در روز نهم ماه مای متولد شد.

 

stammen  اهل جایی بودن / مال جایی بودن

 

Sabine stammt aus einer kinderreichen Familie.

زابینه اهل یک خانواده پر فرزند است.


Sabines Vorfahren
stammen aus der Schweiz.

اجداد زابینه اهل سوییس هستند.

Bist du sicher, dass

کلمه dass به معنی ؛که؛ می‌باشد و جمله ای که با آن شروع می‌شود فعل صرف شده به آخر جمله منتقل می‌شود.

جملات زیر را با استفاده از این کلمه کامل کنید.

Bist du sicher, dass  
Du hast den Pass eingesteck.


Ich glaube, dass
Das Licht im Keller ist
noch an.


Hast du den Nachbarn gesagt, dass …

Wir sind eine Woche weg

پاسخ:

Bist du sicher, dass du den Pass eingesteck hast ?

مط‌مئنی پاسپورت رو گذاشتی ؟


Ich glaube, dass das Licht im Keller noch an ist.

فکر کنم چراغ زیرزمین هنوز روشنه


Hast du den Nachbarn gesagt, dass wir
eine Woche weg sind ?

به همسایه‌ها گفتی یک هفته نیستیم ؟

فهرست